خــــــــاقاني
- توضیحات
- دسته: مشاهیر ایرانی
- بازدید: 235
: تـــــاريخ تولد و وفات
وي به قولي در سال 520 هجري متولد شده است. دقيقترين سند درباره تاريخ وفات شاعر كليشه سنگ قبر اواست كه در سال 1310 شمسي (1931 م) از روي سنگ مزار وي تهيه شده و اينك در موزه نظامي تاريخ ادبيات آذربايجان در باكو نگهداري ميشود. طبق اين سند تاريخ وفات خاقاني در 595 هجري بوده است د
د
: خــــــانواده خاقاني
نام پدر خاقاني علي و شغلش نجاري بوده است. شاعر بارها به نام و پيشه پدر در مطاوي اشعارش اشاره كرده است د
د
مادر خاقاني زني مسيحي نسطوري بوده كه بعد پيوند با پدر خاقاني مسلمان گشته است د
د
از شواهد بر مي آيد كه او سه بار ازدواج كرده اشت. همسر اول خاقاني، زني روستايي بود كه پس از فوت پسرش رشيد الدين از غصه مي ميرد. همسر ديگر خاقاني زني شهري بود كه شاعر از او اظهار نارضايتي كرده است. علاوه بر اينها خاقاني همسر سومي اختيار كرده و دكتر كزازي حدس زده است كه خاقاني از اين همسر صاحب پسري شده به نام مويدالدين د
د
خاقاني سه پسر به نامهاي رشيدالدين، امير عبدالمجيد و مويدالدين داشته است.
علاوه بر آن صاحب سه دختر بوده كه يكي از آنها بعد سه روز وفات مي يابد د
د
: مذهب خاقــــــــاني
خاقاني بي شك بر مذهب تسنن و پيرو شافعي بوده است د
د
: سبك خاقـــــــــاني
روش رايج شعر گويي در قرن ششم به شعر فني شهرت دارد. در اين نوع از شعر كه سرآمدان آن خاقاني و نظامي هستند سخنوران سادگي و رواني شعر را به كناري مي نهند و از تمامي اطلاعات و انديشه هاي رايج در عصر خود براي ساختن شعر استفاده مي كنند. اين نوع شعر نوعي شعر فاضلانه است كه شاعر به طور غير مستقيم به دانسته هاي خود اشاره اي دارد و افتخار ميكند د
د
: آثار خاقـــــــــاني
ديوان اشعار معروف به كليات خاقاني
مثنوي تحفه العرافين
منشآت
ختم الغرايب
: قطعـــــــه از سروده های خاقـــــــــاني
ايوان مداين
!هان ! اي دل عبرت بين! از ديده عبر كن هان
ايوان مداين را آيينه عبرت دان
يك ره ز ره دجله، منزل به مداين كن
وز ديده، دوم دجله بر خاك مداين دان
خود دجله چنان گريد صد دجله خون گويي
كز گرمي خونابش، آتش چكد از مژگان
بيني كه لب دجله چون كف به دهان آرد
گويي ز تف آهش لب آبله زد چندان
از آتش حسرت، بين بريان جگر دجله
خود آب شنيدستي كاتش كندش بريان؟
پرويــــن اعتصــــامي
- توضیحات
- دسته: مشاهیر ایرانی
- بازدید: 167
ديوان پروين ، شامل 248 قطعه شعر مي باشد كه 65 قطعه از آن به صورت مناظره مي باشد، كه به شيوه اي هنرمندانه به پند و اندرز و شرح پريشاني مستمندان و انتقاد از عالمان بي عمل مي باشد. مناظره ميان نخ و سوزن ، سير و پياز ، مور و مار، ديگ و تاوه ، مست و هشيار ..... كه با طنزي لطيف همراه است ، گوياي اشاراتي است واضح و روشن كه وي در آن ها به ترسيم فساد و تزوير اجتماع زمان خود مي پردازد د
د
پروين به قدري صراحت داشت كه حتي در اشعارش پادشاهان را گرگهايي ميدانست كه لباس شبان به تن كرده اند. و سرانجام اين بانوي فرهيخته در سال 1320 هجري شمسي ديده از جهان بست د
د
ناصـــــــــــر خسرو
- توضیحات
- دسته: مشاهیر ایرانی
- بازدید: 148
ناصرخسرو از ابتداي جواني به تحصيل علوم متداول زمان پرداخت و قرآن را از بر كرد. در دربار پادشاهان و اميران از جمله سلطان محمود و سلطان مسعود غزنوي به عنوان مردي اديب و فاضل به كار دبيري اشتغال ورزيد و بعد از شكست غزنويان از سلجوقيان، ناصرخسرو به مرو و به دربار سليمان چغري بيك، برادر طغرل سلجوقي رفت و در آنجا نيز با عزت و اكرام به حرفه دبيري خود ادامه داد و به دليل اقامت طولاني در اين شهر به ناصرخسرو مروزي شهرت يافت د
د
وي كه به دنبال سرچشمه حقيقت ميگشت با پيروان اديان مختلف از جمله مسلمانان، زرتشتيان، مسيحيان، يهوديان و مانويان به بحث و گفتگو پرداخت و از رهبران ديني آنها در مورد حقيقت هستي پرس و جو كرد. اما از آنها كه به نتيجهاي دست نيافت دچار حيرت و سرگرداني شد و براي فرار از اين سرگرداني به ميگساري رو آورد د
د
در سن چهل سالگي شبي در خواب ديد كه كسي او را ميگويد «چند خواهي خوردن از اين شراب كه خرد از مردم زايل كند اگر بهوش باشي بهتر» ناصرخسرو پاسخ داد «حكما چيزي بهتر از اين نتوانستند ساخت كه اندوه دنيا ببرد» مرد گفت «حكيم نتوان گفت كسي را كه مردم را به بيهشي و بي خردي رهنمون باشد. چيزي بايد كه خرد و هوش را بيفزايد.» ناصرخسرو پرسيد «من اين از كجا آرم؟» گفت «عاقبت جوينده يابنده بود» و به سمت قبله اشاره كرد. ناصرخسرو در اثر اين خواب دچار انقلاب فكري شد، از شراب و همه لذائذ دنيوي دست شست، شغل ديواني را رها كرد و راه سفر حج در پيش گرفت. وي مدت هفت سال سرزمينهاي گوناگون از قبيل ارمنستان، آسياي صغير، حلب، طرابلس، شام، سوريه، فلسطين، جزيرة العرب، قيروان، تونس، و سودان را سياحت كرد و سه يا شش سال در مصر اقامت كرد و در آنجا در دوران المستنصر بالله به مذهب اسماعيلي گرويد و از مصر سه بار به زيارت كعبه رفت د
د
ناصر خسرو در سال 444 بعد از دريافت عنوان حجت خراسان از طرف المستنصر بالله رهسپار خراسان گرديد. او در خراسان و بهخصوص در زادگاهش بلخ اقدام به دعوت مردم به كيش اسماعيلي نمود، اما برخلاف انتظارش مردم آنجا به دعوت وي پاسخ مثبت ندادند و سرانجام عدهاي تحمل او را نياورده و در تباني با سلاطين سلجوقيان بر وي شوريده، و از خانه بيرونش كردند. ناصرخسرو از آنجا به مازندران رفت و سپس به نيشابور آمد و چون در هيچ كدام از اين شهرها در امان نبود به طور مخفيانه ميزيست و سرانجام پس از مدتي دربدري به دعوت امير علي بن اسد يكي از اميران محلي بدخشان كه اسماعيلي بود به بدخشان سفر نمود و بقيه عمر خود را در يمگان بدخشان سپري كرد د
د
و تمام آثار خويش را در بدخشان نوشت و تمام روستاهاي بدخشان را گشت. حكيم ناصرخسرو در بين اهالي بدخشان داراي شان، مقام و منزلت خاصي است تا حدي كه مردم او را بهنام «حجت»، «سيد شاه ناصر ولي»، «پير شاه ناصر»، «پير كامل»، و غيره ياد ميكردند. مزار وي در يمگان زيارتگاه است د
د
پروفســــــــور حســــــــابي
- توضیحات
- دسته: مشاهیر ایرانی
- بازدید: 150
استاد, قرآن كريم را حفظ و به آن اعتقادي ژرف داشتند. ديوان حافظ را نيز از برداشته و به بوستان و گلستان سعدي, شاهنامه فردوسي, مثنوي مولوي, منشات قائم مقام اشراف كامل داشتند. شروع تحصيلات متوسطه ايشان مصادف با آغاز جنگ جهاني اول, و تعطيلي مدارس فرانسوي زبان بيروت بود. از اين رو, پس از دو سال تحصيل در منزل براي ادامه به كالج آمريكايي بيروت رفتند و در سن هفده سالگي ليسانس ادبيات, در سن نوزده سالگي, ليسانس بيولوژي و پس از آن مدرك مهندسي راه و ساختمان را اخذ نمودند د
د
در آن زمان با نقشه كشي و راهسازي, به امرار معاش خانواده كمك مي كردند. استاد همچنين در رشته هاي پزشكي, رياضيات و ستاره شناسي به تحصيلات آكادميك پرداختند د
د
شركت راهسازي فرانسوي كه استاد در آن مشغول به كار بودند, به پاس قدرداني از زحماتشان, ايشان را براي ادامه تحصيل به كشور فرانسه اعزام كرد و بدين ترتيب در سال1924 (م) به مدرسه عالي برق پاريس وارد و در سال 1925 (م) فارغ التحصيل شدند د
د
همزمان با تحصيل در رشته معدن, در راه آهن برقي فرانسه مشغول به كار گرديدند و پس از پايان تحصيل در اين رشته كار خود را در معادن آهن شمال فرانسه و معادن زغال سنگ ايالت "سار" آغاز كردند. سپس به دليل وجود روحيه علمي, به تحصيل و تحقيق, در دانشگاه سوربن, در رشته فيزيك پرداختند د
د
در سال 1927 (م) در سن بيست و پنج سالگي دانشنامه دكتراي فيزيك خود را , با ارائه رساله اي تحت عنوان "حساسيت سلول هاي فتوالكتريك", با درجه عالي دريافت كردند. استاد با شعر و موسيقي سنتي ايران و موسيقي كلاسيك غرب به خوبي آشنايي داشتند وايشان در چند رشته ورزشي موفقيت هايي كسب نمودند كه از آن ميان مي توان به ديپلم نجات غريق در رشته شنا اشاره نمود. پروفسور حسابي به دليل عشق به ميهن و با وجود امكان ادامه تحقيقات در خارج از كشور به ايران بازگشت و با ايمان و تعهد, به خدمتي خستگي ناپذير پرداخت تا جوانان ايراني را با علوم نوين آشنا سازد د
د
پايه گذاري علوم نوين و تاسيس دارالمعلمين و دانشسراي عالي, دانشكده هاي فني و علوم دانشگاه تهران, نگارش ده ها كتاب و جزوه و راه اندازي و پايه گذاري فيزيك و مهندسي نوين, ايشان را به نام پدر علم فيزيك و مهندسي نوين ايران در كشور معروف كرد. حدود هفتاد سال خدمت علمي ايشان در گسترش علوم روز و واژه گزيني علمي در برابر هجوم لغات خارجي و نيز پايه گذاري مراكز آموزشي, پژوهشي, تخصصي, علمي و ..., از جمله اقدامات ارزشمند استاد به شمار مي رود كه براي نمونه به مواردي اشاره مي كنيم د
د
اولين نقشه برداري فني و تخصصي كشور (راه بندرلنگه به بوشهر) _ اولين راهسازي مدرن و علمي ايران (راه تهران به شمشك) _ پايه گذاري اولين مدارس عشايري كشور _ پايه گذاري دارالمعلمين عالي _ پايه گذاري دانشسراي عالي _ ساخت اولين راديو در كشور _ راه اندازي اولين آنتن فرستنده در كشور _ راه اندازي اولين مركز زلزله شناسي كشور _ راه اندازي اولين رآكتور اتمي سازمان انرژي اتمي كشور _ راه اندازي اولين دستگاه راديولوژي در ايران _ تعيين ساعت ايران د
د
پايه گذاري اولين بيمارستان خصوصي در ايران, به نام بيمارستان "گوهرشاد" شركت در پايه گذاري فرهنگستان ايران و ايجاد انجمن زبان فارسي _تدوين اساسنامه طرح تاسيس دانشگاه تهران _ پايه گذاري دانشكده فني دانشگاه تهران _ پايه گذاري دانشكده علوم دانشگاه تهران _ پايه گذاري شوراي عالي معارف _ پايه گذاري مركز عدسي سازي اپتيك كاربردي در دانشكده علوم دانشگاه تهران _ پايه گذاري بخش آكوستيك در دانشگاه و اندازه گيري فواصل گام هاي موسيقي ايراني به روش علمي _ پايه گذاري و برنامه ريزي آموزش نوين ابتدايي و دبيرستاني _ پايه گذاري موسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران د
د
پايه گذاري مركز تحقيقات اتمي دانشگاه تهران _ پايه گذاري اولين رصدخانه نوين در ايران _ پايه گذاري مركز مدرن تعقيب ماهواره ها در شيراز _ پايه گذاري مركز مخابرات اسدآباد همدان _ پايه گذاري انجمن موسيقي ايران و مركز پژوهش هاي موسيقي _ پايه گذاري كميته پژوهشي فضاي ايران _ ايجاد اولين ايستگاه هواشناسي كشور (در ساختمان دانشسراي عالي در نگارستان دانشگاه تهران) _ تدوين اساسنامه و تاسيس موسسه ملي ستاندارد _ تدوين آيين نامه كارخانجات نساجي كشور و رساله چگونگي حمايت دولت در رشد اين صنعت _ پايه گذاري واحد تحقيقاتي صنعتي سغدايي (پژوهش و صنعت در الكترونيك, فيزيك, فيزيك اپتيك, هوش مصنوعي) _ راه اندازي اولين آسياب آبي توليد برق (ژنراتور) در كشور _ ايجاد اولين كارگاه هاي تجربي در علوم كاربردي در ايران _ ايجاد اولين آزمايشگاه علوم پايه در كشور د
د
پروفسور محمود حسابي در دوازدهم شهريور ماه ۱۳۷۱ پس از يک عمر تلاش و تحقيق علمي دار فاني را وداع گفت و به رحمت ايزدي پيوست د
د
ابن سينــــــا
- توضیحات
- دسته: مشاهیر ایرانی
- بازدید: 227
من در سال 259 خورشيدي (980 ميلادي) به دنيا آمدم. بعد از مدت زماني پدرم به شهر بخارا آمد، مرا به مكتب برد و به دست استاد (كه گويا ابوبكر برقي بوده است) سپرد. درس قرآن و ادبيات را شروع كردم و در ده سالگي قرآن را حفظ نموده و در ادبيات مقامي كسب كردم كه همدرسانم را تحت الشعاع قرار داده بودم. با كمال جديت نزد اسماعيل زاهد فقه روي آوردم و در اين رشته به حدي رسيدم كه مفتي حنفيان بخارا شدم. در همان زمان حساب را پيش يكي از سبزي فروشها كه در علم حساب توانا بود فرا گرفته و رياضي را از استادي به نام محمد مساح كسب نمودم. ديري نگذشت كه شخصي به نام عبدالله ناتلي به شهر ما آمد؛ او خود را فيلسوف معرفي كرد و پدرم وي را در خانه خود جا داد و از او خواهش كرد كه مرا تعليم دهد د
د
كتاب ايساغوجي را پيش وي خواندم و هر مسئله اي را كه استاد شرح مي داد، من بهتر از او تفسير مي كردم. در مدت زماني اندك توانستم در علم منطق، سرمايه زيادي كسب كنم. كتاب اقليدس را نيز نزد ناتلي شروع كردم، پنج يا شش شكل آن را تشريح كرد، بقيه مشكل را خود حل كردم. اين بار كتاب ديگري را مورد مطالعه قرار دادم و ديگر نيازي به ناتلي نمانده بود. ناتلي از ما جدا شد، بعد از علم منطق و هندسه و فلكيات، كه از ناتلي و غيره فرا گرفته بودم؛ به فراگيري علوم طبيعي و ماوراء الطبيعه و علوم طب پرداختم. كتاب ماوراء الطبيعه تاليف ارسطو را پيدا كردم، ديدم بسيار مشكل است. چهل بار از اول تا به آخر خواندم و تمام مندرجاتش را حفظ كردم، اما چيزي از محتواي آن نفهميدم تا روزي در بازار صحافان بخارا به سمساري برخوردم، كتابي در دست داشت، گفت: ابوعلي اين كتاب را بستان كه بسيار ارزان است و صاحبش آن را از سر نيازي كه به مال دارد ميفروشد. كتاب را به سه درهم خريدم و به خانه آوردم د
د
كتاب يكي از تاليفات فارابي و شرح ماوراءالطبيعه ارسطو بود. آن وقت بود كه به كمك اين كتاب ارزشمند، مشكلات علم ماوراءالطبيعه همگي بر من روشن شد. در زمينه علم طب بسياري از كتاب هاي طبي را كه در آن روزگار متداول بود، مطالعه كردم ديدم علم طب بسيار مشكل نيست د
د
بسيار زود در اين باره نيز پيشرفتهايي حاصل شد، كه از ساير اطباي وقت پيشي گرفتم و شروع به مداواي بيماران كردم. در طب علمي تجاري بر من كشف شد كه بسياري از نظريات مندرج در كتاب ها را وارونه ديدم. در آن ايام كه با طب سر و كار داشتم شانزده سالم بود. اين را نيز بايد يادآوري كنم كه پدرم عبدالله و برادرم، كه از من بزرگتر بود، گرويده باطني بودند. اكثر اوقات بر سر مباحث نفس و عقل، كه از فرقه اسماعيليه تلقين گرفته بودند، به بحث و جدل مي پرداختـند. من گوش مي دادم، اما مرام و جدل آنان را نمي پسنديدم و وقتي كه مرا دعوت به گرويدن به فرقه خود نمودند ابا ورزيدم د
د
ابوعبيد جوزجاني به روايتش ادامه مي دهد و مي گويد: هنگامي كه ابن سينا در سن هفده سالگي بود، اتفاقا" امير نوح بن منصور ساماني، كه زمامدار بخارا بود، بيمار شد. طبيبان بزرگ بخارايي با به بالين امير دعوت كردند. اين سينا جوان هم خود را در ميان آنان جا زد و به عيادت امير رفت». خود او در اين باره مي گويد: طبيبان همگي از تشخيص بيماري درماندند. خدا را شكر كه تشخيص من درست از آب درآمد و مداواي من اثر رضايت بخش بخشيد و امير به زودي شفا يافت د
د
گويند بيماري امير نوح ساماني چنان بود كه جملگي عضلاتش چنان سخت و سفت شده بود كه توان حركت را به كلي از او سلب كرده و ياراي هيچ حركتي نداشت. طبيباني كه به بالينش رفتند از علاج درمانده و سپر انداختند. ابن سيناي جوان بعد از معاينه دقيق دستور داد كه حوض حياط امير را مملو از ماهي رعاده (لرز ماهي) كنند. امير را لخت كرده و در قفس چوبين قرار داد و در وسط حوض جا داد. در اثر نيروي الكتريسيته اي كه از ماهي رعاده توليد مي شود و با جسم امير تماس مي گرفت، امير به كلي از بيماري سفتي عضلات نجات يافت. ناگفته نماند كه در هر ماهي رعاده قدرت توليد الكتريسيته به سي ولت مي رسد. از اين رو پيداست كه ابوعلي سينا يك هزار سال قبل از پيدايش روش معالجه با برق و حتي قبل از اختراع برق به تاثير آن پي برده است. امير نوح در مقابل اين معالجه شگف انگيز مي خواست پاداش شاياني به ابن سيناي جوان بدهد. در جواب امير كه گفت: « ابو علي هر چه بخواهي مي دهم». ابن سينا گفت: تنها پاداش من اين باشد كه اجازه بفرمايي در مطالعه كتاب هاي كتابخانه امير آزاد باشم د
د
براي هر حكمي در معالجه و هر بياني در تشريح جسم آدمي، دلايل له و عليه را با هم آورده است. شيخ الرئيس ابن سينا اولين دانشمند اسلامي است كه كتابهاي جامع و منظم در فلسفه نوشته است. كتاب شفاي او در واقع حكم يك دائرةالمعارف فلسفي را دارد. علاوه بر شفا كتاب هاي نجات، اشارات و تنبيهات، قراضه طبيعيات، مبداء و معاد و داستان حي بن يقطان را همگي در فلسفه نوشته است د
د
ابن سينا در مدت اقامت در همدان به قصد ايجاد رصد خانه، دستگاهي كه شباهت زيادي به ورنيه امروزي داشت، اختراع كرد و مفاهيم مهم فيزيكي از قبيل: حركت، نيرو، فضاي خالي، نور، و حرارت را به دقت بررسي كرده است. ابن سينا استاد تعليم و تربيت، اولين دانشمند اسلامي است كه در اين باره اظهارات بسيار ارزنده اي داشته است. كتاب تدابير المنازل و چهار فصل از فن سوم كتاب اول قانون و مقاله اول از فصل پنجم كتاب شفا را به تعليم و بهداشت كودكان اختصاص داده است. ابن سينا راجع به ورزش و انواعش، درباره برگزيدن هنر و حرفه دست بشر را مي گيرد و به سر منزل سعادت مي رساند. ابن سينا هزار سال پيش مربيان اطفال را سفارش مي دهد كه از همان اوان كودكي علاقه و شوق بچه را بسنجند و در هر پيشه اي كه استعداد و علاقه دارد او را در آن پيشه و هنر تشويق كنند. ابن سينا منطق دان، كتاب قانون در طب را سراسر بر اساس صغرا كبراي پي ريزي كرده، برابر كرده و نتيجه گيري منطقي را ابراز مي دارد كه جاي شك و گماني نماند د
د
ابن سيناي روانشناس، در كتاب قانونش بحث هايي درباره روان شناسي و روان پزشكي دارد كه واقعا مايه تعجب است. ابن سينا با وجود عمر كوتاه و با آن همه گرفتاري و دغدغه و اختفا و فرار و زندان، كه گريبانگيرش بوده است، توانسته چهارصد و هفتاد و شش كتاب و رساله در هر علمي از علوم متداول زمان خود را به جامعه تقديم كند. كه اكنون 246 كتاب و رساله او باقي و در كتابخانهاي مختلف دنيا موجود است د
د
ابن سينا، فيلسوف در فلسفه اش متاثر از افلاطوني نو بوده و كوشش كرده آن را با دين اسلام وفق دهد؛ كه در اين باره از ابن رشد بسيار پيشي گرفته و كمتر از ابن رشد از ارسطو تبعيت كرده است. با اين همه چندي از كوته فكران او را كافر و زنديق خوانده اند. ابن سيناي طبيب كه قانون را نوشته، در حقيقت بايد گفت كه دايرةالمعارف طبي را به دنيا ارزاني داشته است. قانون در طب ابن سينا كه شامل پنج كتاب است، تا قرن هفدهم در سراسر اروپا معتبرترين كتاب طبي بوده و در هر دانشگاهي آن را تدريس كرده اند، و حتي امروزه هم مي توان از توجيهات و اشارات او بهره ها كسب كرد. شرح هايي كه در دنياي اسلام بر كتاب قانون ابن سينا نوشته شده از علماي زير است د
د
علي رضوان، متوفي 460 هجري قمري، امام فخر رازي، نجم الدين احمد نخجواني، محمد بن محمود آملي متوفي بسال 733 ه.ق.، سعدالدين محمد فارسي، فخرالدين محمد خجندي، جمال الدين حلي، رفيع الدين گيلي، يعقوب بن اسحق سلوي، ابوالفرج يعقوب بن اسحق معروف به ابن القف، هبه الله يهودي مصري، حكيم محمد بن عبدالله آق سرايي، حكيم علي گيلاني د
د
كتابهاي قانون و شفا، اثر ابن سينا بارها و بارها به زبانهاي مختلف از جمله عربي، لاتين، فرانسوي و ايتاليايي ترجمه و در دانشگاه هاي مختلف جهان تدريس مي شدند د
د




