چرا کسب درآمد از وبلاگ در ایران رونق ندارد؟

می خواهم در این پست به علل این مساله بپردازم که چرا بلاگرهای در ایران به کسب درآمد از اینترنت فکر نمی کنند و همینطور راه هایی که می توان برای شروع این رویه دنبال کرد را مطرح می کنم. در عین حال می خواهم یک بازی وبلاگستانی را راه اندازی کنم و همانند صادق جم می خواهم دوستان زیادی را به این بحث دعوت کنم که در مورد کسب درآمد از وبلاگ بپردازند.

 

حال به این مساله می پردازم که چرا هنوز بلاگرهای ایرانی به این مساله نمی پردازند؟! و شرکت ها در این میان چه نقشی را ایفا می کنند و …

  • ایرانیه قرن ۲۱

فیلم راز ( The Secret ) را به احتمال زیاد دیده اید، من هم می خواهم همانند فیلم راز جلوی شما ایرانیان عزیز بایستم و حرف تلخی را بزنم : دلیل اصلی این اوضاع خود ما هستیم

اگر کسی به ایرانیان حرف نامربوطی بزند همه چه پاسخ می دهیم چه ایرانیانی که داخل ایرانن چه امسال من که خارج از ایران هستند؟ داد و بیداد می کنیم که ای وای این چه حرفیست! کمپین دفاع از حقوق ایرانیان راه می اندازیم و خلاصه می گوییم ما تمدن چندین هزار ساله داریم، ما تخت جمشید داریم، اولین منشور حقوق بشر در ایران بوده و … و … و … هزاران نکته دیگر در مورد ایرانیان که ما فلان بودیم، باشد بودیم!!! اما حالا چه هستیم؟

توجه کرده اید که در روز چند ساعت کار مفید می کنید؟ این داستان حتی برای ایرانیانی که خارج از کشور زندگی می کنند، هم معروف شده است که مردم در تاکسی کلی بحث روشن فکری می کنیم! حسابی تحلیل می کنیم مساله را! بالا پایین می کنیم، طوری که فکر می کنیم این خود روشن فکر است! اما آمار فروش کتاب و تیراژ کتاب ها که همه اش ۱۰۰۰ تاست نشان می دهد که وضع ما چگونه است!!! در مورد مسائل جنسی حسابی دم از غیرت می زنیم ! اما کلیپ موبایل هایی که در اینترنت پخش می شود و داستان های مزخرف این دست چیز دیگری را نشان می دهد! حتی کلمات پیشنهادی برای جستجو در گوگل نشان دهنده این مساله است! باز خدا پدر بنیانگذاران فیلترینگ را در این مساله بیامرزد! بعد وقتی مسئولین مملکت می گویند سرعت ۱۲۸ کفایت می کند و ۵۶ کیلوبیت هم خوب است کلی در بوق می کنیم که ای واااااااای این طرف نمی فهمد!!! سرعت بالای اینترنت می خواهیم چه کار؟ جزء برای دانلود فیلم؟ مثلا چه استفاده از اینترنت می کنیم که به اینترنت با پهنای باند بالا نیاز داشته باشیم؟

پس از خواندن این متن مطمئن هستم با سیل عظیم ایرانیان روبرو می شوم که نه این چه حرفیست من اینطور نیستم! من نمی دانم اگر نیستیم چرا وضح این چنین است! نشسته ایم بیست و چهار ساعت فیس بوک بازی، گوگل ریدر خوندن و کلی کارهای وقت تلف کردن دیگر و بعد از بی کاری گلایه می کنیم و خود را با این واژه دلخوش می کنیم که روزی دست خداست، بگذار ببینیم خدا چه می خواهد! به خدا، خداوند هیچ چیز نمی خواهد بروید سر کار!!!

تا حالا شده روزی این جمله را بر سر زبان بیارید که خداوندا ازت سپاسگذارم که به من زندگی دادی؟ آن هم از ته دل؟ یا فقط بلدید نق بزنید؟!

کارمان شده نق زدن ! تحلیل های سیاسی کردن! دولت مردان را مسخره کردن! همانند خواننده نامدار شده ایم “ گله داریم، گله داریم، ما از دست خدا هم گله داریم ، گله داریم !!! ” ، دولت رفسنجانی سر کار بود نق می زدیم، دولت خاتمی سر کار بود نق می زدیم، دولت احمدی نژاد سر کار آمد نق می زدیم! ما یاد گرفته ایم که خودمان را گول بزنیم ، حتی دستمان پشت در بماند هرچه فحش هست از بالا تا پایین دولت را مورد عنایت قرار می دهیم. اما خودمان یکی از آنها هستیم که در اداره پشت میزمان می نشینیم و ارباب رجوع را کارشان را عقب می اندازیم، اول صبح سر کار یک صبحانه دبش می خوریم و الی آخر! دوستی تازه به کانادا آمده بود و از وضع درمانی در ایران می گفت که اگر عمل داشتی باید بروی بیمارستان خصوصی که به شما برسند! حتما حالا باز می خواهید گناه را گردن دیگران بیاندازید که ای وای اگر فلان بود و بمدان ما مشکل نداشتیم! ببخشید شده است که یک شب گرسنه به رختخواب بروید؟ دولتمردان ما مقصر نیستند که شما دوست دارید تلویزیون سینمای خانگی گنده را در خانه تان قرار دهید و بیست و چهار ساعته بنشینید فارسی۱ نگاه کنید! در یک وبلاگی می خواندم ( فراموش کردم که لینک دهم ) در یک سازمان مدیرش تصمیم گرفت که اضافه کاری را پرداخت کند اما کارمندان دیگر اضافه کاری نمانند! جالب است بعد از طی مدتی و گرفتن آمار دیدند هزینه هایشان پایین تر آمده !!!

این ما هستیم، این ما هستیم! نه آن دلسوزی که مدیریت می کند و طرح برای ایران تعیین می کند!!! در همین حال حاضر در بوق کرده ایم که فلان قدر از برنامه فلان اجرا نشده است و تمام مشکلات احمدی نژاد است! عزیزان! احمدی نژاد فقط ایده می دهد ومسئول فراهم کردن نیازمندی هاست برای راه اندازی ایده! این ما هستیم که باید یک ایده را پیاده سازی کنیم ( خواهش می کنم اینجا بحث سیاسی بعد خوندن این مساله راه نیاندازید! مایا هیچ گرایش سیاسی ندارد ، لطفا به جای گیر دادن و دوباره نق زدن اصل مطلب رو درک کنید )

پژمان دشتی نژاد خودش را کشت و حسابی گله کرد که چرا وضع چرخش اطلاعات در ایران اینگونه است! چرا کسی که دم از کارآفرینی می زند در گوگل ریدر به جای به اشتراک گذاشتن مطالب علمی چیزهای دیگر را به اشتراک می گذارد؟ حتما باز شما اینگونه نیستید؟! همین بالاترین خودمان را ببینید! چند درصدش مطالب علمیست که داغ می شود؟ باز حتما این ها ما نیستیم!!! آدم فضایی ها هستند که از مطالب علمی می گذرند و به این لینک ها رای نمی دهند!

راستی همین کشورهای خارجی! ایرانیان عزیز خارج از کشور! کمی از چینی ها یاد بگیرید! ( برای دوستان ایرانی داخل کشور، چینی ها همانند قوم آذری های ما حسابی پشت هم هستند و بسیار سخت کوشن )

همانند یک آرش که گفته : روی فرهنگمان کار کنیم! ذره بین را روی خودمان بگذاریم و خودمان را ببینیم! اول خودمان را اصلاح کنیم، به جای اینکه حس پدرانه داشته باشیم نسبت به شرکت، سازمان و … خودمان، حس مسئولانه داشته باشیم.

این ها رو گفتم که از همین ثانیه دیگر قضاوت نکنیم و فقط روی خودمان کار کنیم! این شعار رو شاید شنیدید ( من اگر بر خیزم، تو اگر برخیزی، همه برمی خیزند! ) البته جان من سیاسی اش نکنید، خواستم درک روشنی از این رویه به شما بدهم که هر کس خود را اصلاح کند روی یک مشکل خود کار کند جامعه چقدر رو به پیشرفت می رود.

یکی از بستگانم که زنیست چهل ساله است در حال چت کردن بودم ، در ایران است و از شوهرش دارد جدا می شود و با وضع مشکلی روبروست! اما نگران بچه هایش است و می گوید بدون آنها نمی تواند زندگی کند! به اون پیشنهاد دادم که ۲ سال تنها ۲ سال بی تفاوت باشم و تنها و تنها خودش را بسازد و به خودش فکر کند ، وقتی خود را ساخت و روی پایش ایستاد آنوقت می تواند به بچه هایش نیز کمک کند و آنها را زیر بال و پر خود قرار دهد. ( امیدوارم مثال را خودتان شبیه سازی کنید )

  • حال می رسیم به بحث های دیگر که آیا واقعا نمی شود از وبلاگ کسب درآمد کرد؟

من با گفته شایان شلیله موافقم که می گوید دو نوع شرکت در عرصه تبلیغات اینترنتی در ایران فعالیت می کنند.

  1. اولین شرکت ها ، شرکت هایی هستند که بودجه زیادی را صرف تبلیغات می کنند و اینترنت را به چشم بیلبوردهای تبلیغاتی اتوبان ها می بینند و می خواهند همه جا حضور داشته باشند تا در چشم مردم باشند ( همانند ایرانسل )
  2. دومین شرکت ها، شرکت های خصوصی هستند، حجم مالیشان پایین است، که من در مورد این نوع شرکت ها می خواهم بحث کنم، این نوع شرکت ها هنوز درک درستی از اینترنت و … نتوانستند پیدا کنند، و از قدرت اینترنت بی اطلاع هستند. برای این کار هم باید من و شما آگاه شویم و ناخودآگاه این نوع هم آگاه می شوند. این شرکت ها درک درستی از مزیت وبلاگ نویسی، مزیت داشتن توییتر و صفحه فیس بوک ندارند! جالب است بدانید در شرکت های خارجی مدیر کل گوش سپاری استخدام می کنند، کسی که شبکه های اجتماعی و در کل اینترنت را جستجو می کند تا ببیند چه کسی در مورد شرکتش و محصولات و خدماتی که ارائه می دهند چه حرفی را زده است.

برای کمک به این شرکت ها چند پیشنهاد در جهت موفقیت در تبلیغات اینترنتی دارم :

  • از تبلیغات کلیکی گوگل یا همان Google Adwords استفاده کنند : این کار باعث می شود مشتریان را بتوانند به سمت خود جذب کنند ودقیقا کسانی که به خدمات آنها نیاز دارند را از اینترنت استخراج کنند
  • راه اندازی وبلاگ – اگر نمی دانید وبلاگ چه سودی برای تجارتتان دارد پیشنهاد می کنم این مقاله را مطالعه کنید
  • راه اندازی توییتر و فیس بوک ، اگر نمی دانید این دو چه مزیتی برای کسب و کارتان دارد لطفا این مقاله را مطالعه کنید
  • و کمی وقت بگذارید : برای تبلیغات در بلاگستان کمی وقت صرف کنند و بلاگ هایی که با موضوع آنها مرتب است را بیابند!
  • بحث وبلاگی راه بیاندازند و از بلاگرهای دعوت کنند تا مثلا در مورد برچسب انرژی و … شروع به صحبت کنند.

اما خارج از آن به ایرانیان عزیز می پردازیم که چرا اصلا به وبلاگ نویسی می پردازند و از این راه کسب و کاری راه نمی اندازند؟

  • اول از همه وبلاگ شده است یک کلاس، همه باید یک وبلاگ داشته باشند، در مورد چه می نویسند مهم نیست! مهم این است که وبلاگ می نویسند!
  • گروهی هم هستن که نوش جونشون واسه کلاس یه وبسایتی وبلاگی راه می اندازند و توش جزء قرار دادن عکس از فلان ماشین یا فلان گجت می گذارند یا خیلی خیلی خیلی لطف می کنند و شروع می کنند به مطلب دزدی و قرار دادن در سایت خودشون!
  • گروهی هم هستند که برنامه دارند و می دانند برای چه می نویسند! که من تنها و تنها با این قشر کار دارم.

اما واقعا چرا کسی به کسب درآمد از وبلاگ فکر نمی کند؟

  • اولین نکته به نظر من کمتر کسی این مساله به ذهنش رسیده است که می تواند کسب درآمد کند
  • دوم مشکلات تحریم ها که نور الی نور است! البته باز راه دارد که از تبلیغات گوگل Adsense استفاده کنید، که در مبالغ کم مثلا تا ۲٫۰۰۰ دلار در ماه جواب می دهد، اما من به شما پیشنهاد می کنم اگر می خواهید این کار را شروع کنید یک بلاگ انگلیسی راه بیاندازید. حالا چرا تا ۲٫۰۰۰ دلار و چگونه؟ موقعی که قصد ثبت نام Adsense را دارید به جای آدرس سایتتان آدرس بلاگ دیگری را مثلا در بلاگ اسپات بنویسید و البته کمی هم در این بلاگ به انگلیسی مطلب بنویسید و بازدیدکننده جذب کنید، پس از قبول حساب شما می توانید تبلیغات را در سایت فارسیتان قرار دهید و در دور این تبلیغات چند کلمه انگلیسی هم بنویسید که گوگل شک نکند. اما این کار یک بدی دارد آن هم در ابتدا گوگل ربات هاش را به سراغتان می فرستد، بعد از اینکه حد درآمدتان زیاد شد گوگل ماموران ( انسان ) خود را برای بازبینی سایتتان می فرستند که آنها سریع متوجه می شوند و اکانت شما را می بندند
  • سوم ما خیلی متعصب هستیم و فکر می کنیم اگر کسی پولی به ما پرداخت کرد تا در مورد چیزی مطلب بنویسیم یعنی دروغگوییم در صورتی که قانون تبلیغات را نمی دانیم! هنر تبلیغات این است که نکات منفی و مثبت را بگوید اما نکات مثبت را را به نمایش درآورد! در واقع ما بیشتر بدبین هستیم! بیایید یک بار امتحان کنیم شما نکات مثبت را بگویید، نکات منفی را بگذارید بلاگرهای دیگر ببینند و تحلیل کنند! شما بگویید برفرض این محصول جدید اپل ipad این ویژگی ها را دارد! بلاگر دیگری هم مطلبی می نویسد که اپل فلان معایب را دارد! کما اینکه در اینترنت می بینیم ! در واقع باز هم این به نفع شرکت تولید کننده است، چرا؟ نامش و محصولش بیشتر معروف می شود و مدت زمان بیشتری در بین مردم می چرخد! ( که به زودی در مایا بخشی رو راه اندازی می کنیم که یک جایی باشد تا بلاگرها و شرکت ها بتوانند با یکدیگر ارتباط داشته باشند و درخواست هایشان را بدهند )
  • چهارم ام اینکه ما اصلا نمی دونیم با همین زبان فارسی هم سایت هایی هستند که سیستم های همکاری در فروش دارند مثل ایران مارکت سنتر که می تونید از این پلن استفاده لازم رو ببرید
  • پنجم این البته نکته نیست اما به هیچ عنوان گول شرکت هایی که تبلیغات کلیکی فارسی دارند رو نخورید

اطلاعات اضافی